على زمانى قمشه اى
362
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
روز در هر چهار سال مطلع بودند ، امّا ، چون در هر روز آيينهاى دينى بخصوصى را اجرا مىنمودند ، ازاينرو ، اجراى كبيسهء چهارساله كه باعث تغيير ترتيب شمارهء روزهاى سال مىشد ، ميسر نبود . بنابراين جهت تطبيق نوروز ( اوّل فروردين ) تقويم اوستايى در حوالى آغاز فصل تابستان ( نقطه انقلاب تابستانى ) در هر 120 سال ، يك ماه كبيسهء 30 شبانهروزى اجرا مىكردند . ماه كبيسهء مذكور را هر 120 سال به ترتيب به آخر يك ماه سال مىافزودند . نام اين ماه كبيسه ، همنام با نام ماهى بود كه به آخر آن اضافه مىشد . بنابراين ، در 120 سال اوّل ، دو ماه فروردين ، در 120 سال دوم ، دو ماه ارديبهشت ، . . . و در 120 سال دوازدهم ، دو ماه اسفندارمذ ، منظور مىشد . براى مشخص نمودن ماهى كه مىبايست ، ماه كبيسهء يادشده را « ماه بهيزكى » و سال كبيسهء 13 ماهه را « سال بهيزكى » مىگفتند . مبدأ تقويم اوستايى ، متغير بود ، يعنى سال جلوس هر شاه ساسانى ، به عنوان مبدأ تاريخگذارى جديد انتخاب مىشد و اين مبدأ تا پايان حكومت او معتبر بود . آخرين مبدأ تقويم اوستايى كه در دورهء ساسانيان پايهگذارى شد ، سال جلوس يزدگرد سوم ، يعنى سال 11 قمرى است . بعد از به قتل رسيدن يزدگرد سوم و انقراض سلسلهء ساسانيان در سال 31 قمرى ، مبدأ تاريخگذارى جديدى پايهگذارى نشد . در نتيجه ، همان سال سلطنت يزدگرد سوم ، بهعنوان مبدأ « تقويم يزدگردى » ، بين ايرانيان آن روزگار و بخصوص زردشتيان متداول شد . تقويم يزدگردى ، داراى 12 ماه 30 شبانهروزى با ترتيب و نام ماههاى تقويم اوستايى بود . 5 شبانهروز مربوط به اندرگاه ، در پايان روزگار يزدگرد سوم به آخر ماه آبان اضافه مىشد . نوروز سال يكم يزدگردى ، تقريبا در حوالى نقطهء انقلاب تابستانى قرار داشت . امّا با انقراض سلسلهء ساسانيان و عدم اجراى كبيسهء بهيزكى ، نوروز تقويم